سيد محمد دامادى

142

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

- ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 245 قاقم ؛ حيوانى كوچك نظير سمور است از موش بزرگ‌تر و سفيد و دمش كوتاه و سر دم آن سياه ، پوستش بغايت سفيد و ملايم باشد . و از آن پوستين مىسازند و بغايت گرم باشد و مردمان اكابر پوشند ، [ كنايه از روز هم هست كه به عربى يوم گويند چنان كه شب را قندز و هرگاه گويند : قاقم آورد و قندز آورد ، مراد آن باشد كه روز آورد و شب آورد ( برهان ) ] ترك بلغارى است قاقم عارض و قند ز مژه * من كه باشم تا كمانِ او كشد بازوىِ من [ خاقانى ] در دلِ روشن ز بهرِ مدحِ تو دارم * توكِ قلم تيره چون سرِ دُمِ قاقم [ عثمان مختارى ] از جمله تشبيهات بديع « مختارى » است كه قلم را به دم قاقم تشبيه كرده است . از اين جهت كه رنگ قاقم همه سفيد و فقط سر دم او سياه است . [ بر خلاف « سنجاب » كه به سياهى ضرب المثل است . « امير معزّى » گويد : به روىِ سنگِ سيه ، بر نشسته برفِ سپيد * چو موىِ قاقم بر روىِ جامهء سنجاب [ مرحوم همايى ص 333 ديوان عثمان مختارى ] راست مىخواهى به چشمِ خار پُشت * خارپشتى به‌تر است از قاقمى [ سعدى ] 1 - ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 357 / مطابق با اين مضامين شعرى جمال ، ابيات ذيل است :